حبيب الله الهاشمي الخوئي
12
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة
أقول : مع اظهاره للاخلاص بعليّ وغلوّه في توصيفه في غير مورد من الشرح وفي قصائده المشهورة كأنّه غلب عليه النّصب في هذا المقام فاستفاد من كلام له وللحسن عليهما السّلام ما ليس بمقصود ، لما قلنا من أنّ إخراج هذه الوصيّة ينظر إلى حال عامّة الوالدين وأبنائهم مجرّدا عن الخصوصيات الشخصيّة ليكون مثالا نافعا للكلّ ، ولا تنافي عصمته وعصمة ولده ومقام الإمامة والقداسة فيهما ، كيف وعمر الحسن في هذا الوقت يزيد على ثلاثين وقد استأهل للخلافة عند عامّة الناس ونصّ عليه بالإمامة في غير مورد فلا يقصد عليه السّلام أن يربّيه بعد ذلك بهذا الكلام وإنما المقصود « إيّاك أعنى واسمعي يا جارة » . الترجمة اى پسر جانم چون بيني سالخورده أم وهر روزه سستتر ميشوم در سفارشم بتو پيشدستى كردم ومواد آنرا پيش از آنكه مرگم برسد بر شمردم وخاطره خود را بر نهفتم تا مبادا دچار كاستى رأى شوم چونان كه تنم كاسته مىشود يا آنكه مبادا هوس ودلبرى دنيا بر تو چيره شوند وچون شتر فرارى از پندم سرباز زنى ، همانا دل جوان چون زمين بكر است وهر بذرى در آن افكنده شود بپذيرد ، من پيشدستى كردم تا دلت سخت نشده ودرونت مشغول باطل نگرديده تو را دريابم تا از صميم قلب بدان روشى كه آزموده شده رو آورى واز رنج جستجو راحت شوى واز صميم قلب بدان روشى كه آزموده شده رو آورى واز رنج جستجو راحت شوى واز آزمايش معاف گردى ما آنچه اندوختيم بتو داديم تا اگر تيرگى در آن باشد خود نقطه آنرا روشن سازى . اى پسر جانم گر چه من عمر كسان پيش از خود را نگذراندم ولى در كردار آنان نگريستم ودر اخبارشان انديشيدم ودر آثارشان گرديدم تا يكى از آنان شمرده شدم بلكه چون هم كارهاشان بمن گزارش شده گويا از آغاز تا انجام با آنها عمر كردم وزلال وتيرة وزيان وسود همه كارها را فهميدم وزبده وخوب آنها را برايت بر گزيدم وكارهاى جاهلانه را از تو دور كردم ، وچون كارهاى تو مورد توجه پدرى مهربانست خواستم تو در آغاز عمر ونخست بر خورد با روزگار